من عاشق بارونو گیتارم
دنیای ما اندازه هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر می خوابم
من هر شبو تا صبح بیدارم
دنیای ما اندازه هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم
سردم
وقتی که می رم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم
قهوه ناب تلخه؛ حتی با یه دنیا شکر
دنیای ما اندازه هم نیست
من عاشق بارون و گیتارم
من روزها تا ظهر می خوابم
من هر شبو تا صبح بیدارم
دنیای ما اندازه هم نیست
من خیلی وقتا ساکتم
سردم
وقتی که می رم تو خودم شاید
پاییز سال بعد برگردم

هوای امشبم با فکرت خرابه
بدون تو خورشید محاله بتابه
تو فانوس شب های بیداریم باش
نجاتم بده
واسه گریه کردن به پای تو دیره
یه جوری شکستم که گریه ات بگیره
همین امشب از حال من با خبر باش
نجاتم بده

اون شب بارونیو سرد
آخرین پاییز ما بود
سخت بود اما دوباره
راه ما از هم جدا بود
باز هم مثل همیشه
عشق رفتو آرزو موند
باز هم وقت رسیدن
یار رفتو جستجو موند
ابر خیس از اشک مهتاب
رعد قهر آسمون بود
برگ ها بازیچه ی باد
قلب ما برگ خزون بود
***
از همون روزای اول
عشق ما بوی سفر داشت
ما اگر باور نکردیم
قلبمون اما خبر داشت
پشت دل های شکسته
التهاب زندگی بود
راه ما شاید یکی نیست
حرف ما اما یکی بود


بعد عمری دوباره "دیدن" تو مانده ام بی "قرار" یعنی چه
عصر هر روز راس ساعت پنج, آدمی بی قرار یعنی چه
در جواب سکوت من گفتی ,می روی تا دوباره برگردی
می روی عشق من نمی دانی بازی روزگار یعنی چه
رفتی و بی تو کل تقویمم فصل تکراری زمستان شد
آه اردی بهشت زاده ی من ,بی تو دیگر بهار یعنی چه
مثل ماهی کوچکی ناگاه دل به دریای کوسه ها زده ام
تو که حال مرا نداری تا حس کنی بی گدار یعنی چه
یک نگاه تو گیج و مستم کرد! توی ایینه خوب دقت کن
مطمئنم تو هم نمی نفهمی قهوه ای خمار یعنی چه
شب و تنهایی و من و غربت , چند بیتی غزل , اتاقی سرد
جای من نیستی نمی فهمی زندگی توی غار یعنی چه
آه با این همه نمی مانم , میروم تا به تو بفهمانم
توی قانون عشق بازی من معنی شاهکار یعنی چه

یه ماجرای تلخ ناگزیرم
یه کهکشونم ولی بی ستاره
یه قهوه که هرچی شکر بریزی
بازم همون تلخی نابو داره
اگه یکی باشه منو بفهمه
واسش غرورمو به هم می زنم
گریه که سهله زیر چتر شونش
تا آخر دنیا قدم می زنم ...

تو دلیل گریه هامی
هرجایی می رم باهامی
تو همون رویای شیرینی
که دلیل خنده هامی
هر جا باشی پا به پاتم
همیشه تو لحظه هاتم
من یه روحم که سرگردون اون ناز چشاتم
یا که یه ناله گریون
تو طنین خنده هاتم
با یه ماتم
پا به پاتم
هنوز که هنوزه قلبم
باز از تو می خونه هر دم
با اینکه من زیر خاکم
تو فکرت همیشه غرقم
هنوز که هنوزه چشمم
می باره از داغ عشقم
با اینکه من زیر خاکم
به فکرت همیشه تشنم
اگه چشمات منو می خواد
تو بیا پیشم بمونو
اگه دستات منو می خواد
تو بیا واسم بخونو